وبلاگ شخصی پیمان اسدیان

گوینده خبر ورزشی شبکه خبر

بازیهای آسیایی 2014 هم به پایان رسید و کاروان کشورمان با با 21 طلا ، 18 نقره و 18 برنز در جایگاه پنجم قرار گرفت . جایگاهی پایین تر از دوره قبل .

پس از مقام چهارمی دوره قبلی تیم ایران که به اعتقاد من بر اثر یک اتفاق رقم خورد رییس جمهور وقت و مسئولان سازمان تربیت بدنی با هیجان زدگی خاص آن دوران و خود باوری کاذب اعلام کردند در دوره بعدی طوری برنامه ریزی حواهیم کرد که تیم ایران بر سکوی سوم آسیا قرار گیرد . همه آنهایی که از نزدیک ورزش را دنبال می کنند و یا حتی از دور دستی بر آتش دارند خوب می دانند که در گوانگژو این کاروان ایران نبود که با برنامه ریزی در جای چهارم قرار گرفت بلکه بدشانسی قزاق ها به خصوص در دو روز آخر آن نتیجه تاریخی را برای ورزش کشورمان رقم زد . هرچند بی انصافی است 20طلای کاروان ایران در آن دوره از رقابتها نادیده گرفته شود زیرا در ورزش همه چیز اتفاقی بدست نمی اید و حتما برای آن مدال ها هم زحمات زیادی کشیده شده بود . اما اشتباه بزرگ دولت پیشین وعده بی پایه و اساس برای سال 2014 و ایستادن بر سکوی سوم بود که نشان داد چقدر وعده بی حساب و کتاب و غیر کارشناسی بوده و تنها از روی هیجان زدگی بیان شده است  . چین که جایگاهش در المپیک و بازیهای آسیایی کاملا مشخص است و با برنامه ریزی روی ورزش های پرمدال تا سالیان سال به کمتر از رده نخست رضایت نمی دهد . پس از این کشور نیز ژاپن و کرده جنوبی آنقدر مدال بگیر هستند که به بقیه کشورها اجازه تصرف رده های دوم و سوم را ندهند . در همین دوره اخیر ژاپن که رده سوم را در اختیار گرفت در مجموع 200 مدال را بدست آورد و قزاقستان 84 مدال . پس ما که در اینچئون مجموعا 57 مدال گرفتیم 27 مدال از قزاق ها و 143 مدال از ژاپنی ها کمتر داریم و این فاصله حتی با تصور اینکه سایرین بایستند و ما شبانه روز کار کنیم بیش از 4  ، 8 و 16 سال زمان می خواهد . پس نتیجه می گیریم بهتر است به جای دادن وعده های مدیر پسند و عوام فریبانه ، هر سال پس از بازیهای آسیایی و المپیک مسئولان ورزش کشور امیدوار باشند جایگاه بدست آمده حفظ شود و تنها وعده دهند تعداد مدال ها برای دوره بعد افزایش یابد . بلی ورزش ایران در بازیهای آسیایی 2014 موفق بود اما بالا بردن توقع مردم پیش از این بازیها سبب شده برخی با تردید به این موفقیت ها بنگرند زیرا آنها بدون شناخت از حوزه ورزش انتظار داشتند ما سوم شویم !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 14:3  توسط پیمان اسدیان  | 

سلام به همه دوستان و رفقای عزیز همونطور که می دونید به عنوان نماینده شبکه خبر راهی بازیهای آسیایی شدم و چند روزی می شه که برگشتم . کلا بازیهای آسیایی و المپیک از نظر پوشش خبری یک پروژه سخته و برای خبرنگاران پوشش این بازیها معمولا انقدر دشواره که آدم وسط کار کم میاره و پشیمون میشه از اینکه مسئولیت رو قبول کرده . اما به هر حال به لطف خدا تموم شد و دستکم پیش وجدان خودم راضیم که با کمک همکارم آریامنش پوشش خوبی رو انجام دادیم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 19:7  توسط پیمان اسدیان  | 

یکی از ویژگی های منحصر به فرد ورزش ، هواداران آن هستند . هواداران در ورزش تنها مدلی از این قشر هستند که به راحتی مواضع خود را تعییر نمی دهند و گاه تا سر حد جان نسبت به باشگاه یا فرد خاصی وفادار خواهند ماند . در کشور ما دو تیم پر طرفدار پرسپولیس و استقلال از امتیاز هوادار پر شمار برخوردارند و معمولا بیشتر هواداران این تیم ها بدون در نظر گرفتن نتایج بدست آمده تیمشان ، طرفدار پرو پا قرص آن هستند و در هر شرایطی ، حتی در تمرینات تیمشان را تنها نمی گذارند .

اما با وجود این پتانسیل که دست کم در کشورهای همسایه به خصوص کشورهای حوزه خلیج فارس به سختی در دسترس است در ایران نسبت به احساسات هواداران و دغدغه های آن ها توحهی نمی شود . حال که دولت تدبیر و امید عنان کار را در دست گرفت و پس از کش و قوس فراوان و کلی رفت و آمد به مجلس در نهایت محمود گودرزی را به عنوان وزیر ورزش در راس امور تربیت بدنی قرار داد احساس می شد بالاخره اوضاع نا به سامان این دو باشگاه هم بهبود یابد و کم کم شرایط عرضه آنها به بخش خصوصی فراهم شود . از شواهد و قرائن هم این طور بر می آمد که وزارتخانه با اختیار تامی که به امیر خادم داد عزم خود را برای سرو سامان دادن به شرایط این دو باشگاه جزم کرده . اینبار بر خلاف گذشته خبری از چهره های تکراری نبود و افرادی جدید پا به عرصه مدیریت و سرمایه گذاری در باشگاه گذاشتند و دو مدیر با تجربه یعنی علیرضا رحیمی و بهرام افشار زاده در راس باشگاه قرار گرفتند تا هواداران کمی احساس آرامش کنند . اما چند ماه بعد از این انتخابها و انتصابها باز آش همان آش است و کاسه همان کاسه . ابتدا که بدهی های این دو باشگاه ناگهان رشد فزاینده ای یافت و الان هم چن روزی است که به خصوص از اردوی قرمزها خبر کناره گیری مدیر عامل و جنگ لفظی وی با رییس هیئت مدیره نگرانی هواداران سرخ را افزایش داده که نکند امسال هم این تیم رنگ آرمش نبیند . در وی آبی ها هم خیلی اوضاع بهتر از قرمزها نیست . آنجا هم دعوای سرمربی با کاپیتان سابق و برخی اظهار نظر بازیکنان سابق علیه مربی و مدیر عامل فعلی و حتی اظهار نظرهای جنجالی برخی از اعضای هیئت مدیره دلهره را در دل هواداران استقلال انداخته که این تیم امسال هم از کسب مقامی در خور شان و کسب سهیمه باز بماند . به هر حال آنکه در این میان بیشتر از هر کس اعصابش خرد می شود و دل در دلش نیست هوادرا است . متاسفانه برخی از مدیران ما هنگامی که در مسئولیتی قرار می گیرند انقدر به خودشان و مطرح شدن در رسانه می اندیشند که دیگر جایی برای هوادار باقی نمی ماند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 13:49  توسط پیمان اسدیان  | 

خدا رحمت کنه مرحوم دهخدا رو که در چرند و پرندش دائم قربون صدقه حکمت خدا می‌رفت. ما هم که هنوز عقل رس نشده بودیم از این همه قربون صدقه سر در نمی‌آوردیم، بعد که کمی عقل رس شدیم تازه معنای قربون صدقه‌های دهخدا رو فهمیدیم، آدمیزاد اگر پروفسورهم بشه بازهم چیزی از حکمت خدا سر در نمی‌آورد. واقعا کی می‌تونست سردربیاره زمانی که اجداد ما داشتن زبان فارسی رو اختراع می‌کردن چه کسی به ذهنشون انداخت چند تا حرف سه نقطه‌ای هم تو زبونشون داشته باشن که «دیگران» نتونن تلفظش بکنن، کی می‌تونست پیش بینی کنه وقتی که همین دیگران به ما می‌گفتن «عجم» یعنی ملت گنگ و لال بعدا خودشون با زبون همین ملت دچار مشکل بشن، کی می‌تونست بدونه وقتی که جدِ «اشکان» داشت فامیلی انتخاب می‌کرد بین این همه فامیلی «دژاگه» رو انتخاب کنه و همسایه‌های بلبل زبون رو به زحمت بندازه، کی می‌تونست بدونه که همین همسایه‌های به شدت فصیح و بلیغ روزگاری با نفت پولدار بشن زبونشون باز بشه و گُر و گُر بچه‌های ما رو با رقم‌های میلیاردی غُر بزنن و ببرن، واقعا به جز خدا کی می‌تونست همه اینها رو به هم ربط بده تا مجبور بشن یه روزی از همین قوم عجم بازی کنی رو بخرن که حتی نتونن اسمشو تلفظ کنن، حالا این قطری‌ها «اشکان دژاگه» رو خریدن موندن توش !، آقا ... اسم بازیکن جدیدت چیه؟! د ی ی ی ج ، د و و و ج آجا، یعنی میشه دیج آجا که معنا و مفهوم آن نزد قوم عجم دژآگه است! شده قضیه همسایه ما که یکی از همین دوستای عجم دیج آجا یه کمپرسی گچ درِ خونش خالی کرد، انقده نتونست بگه گچ تا مُرد! واقعا که قربون برم حکمت خدا رو !
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت 16:43  توسط پیمان اسدیان  | 

چند وقتیه که با شدت گرفتن تبلیغات بدحجابی توسط رسانه های ضد ایرانی ، رسانه های داخلی هم به فکر این افتادن که مغرها رو به کار بندازند و به جنگ رسانه ای با به قول خودشون اونور آبی ها برن . در همین راستا صداو سیما به عنوان لیدر رسانه های داخلی و رسانه ای که به دلیل وسعت ، گستردگی و در دسترس بودن از نفوذ فوق العاده ای در مردم برخورداره با پخش برنامه و گزارش های خبری قصد در تبلیغ حجاب و توسعه اون داره . این که به هر حال حجاب برای زن و مرد مسلمان جزو واجباته و کسی نمی تونه به بهانه آزادی در داخل کشوری که با قوانین اسلامی ادراه می شه حجاب رو زیر پا بذاره که درست اما در اینجا یک نکته خیلی تو ذوق می زنه . در یکی از این گزارش ها که خانمها سوژه خبرنگار بودند برخی از اونها به محض دیدن دوربین و میکروفن مثل اینکه درد دلشون باز بشه به حمله به جامعه مردها پرداخته و با جملاتی مثل اینکه خامها باید آرامش داشته باشن و خانمها از در خونه که میان بیرون در امان نیستن طوری حرف زدن که انگار مردها موجوداتی هستند وحشی ، متجاوز و بی قاون که در خیابان برای خانمها دام پهن کرده اند و این جماعت بی زبان ناچار به رفت و آمد در بین این گرگهای گرسنه هستند ! از اون بدتر هم دوستان رسانه ای من که بدون در نظر گرفتن پیام ضد مرد این گزارش ، اون رو چندین بار به نمایش گذاشتند . حال سئوال اینجاست آیا واقعا برای ترویج حجاب و عفاف در بین 50 درصد جامعه آیا لازمه ما بقی افراد مورد هجوم قرار بگیرند و ترور شخصیت بشن ؟ آیا واقعا مردها مجرم ردیف اول این ماجرایند یا باید منصفانه نگریست و مشکل بدحجابی را به طور ریشه ای حل و فصل کرد . البته منظور من از این چند خط مردهایی هستند که واقعا مشکلی در جامعه ندارند و قصد دفاع از برخی مردهای بیمار رو ندارم که به دنبال چشم چرانی و سواستفاده جنسی از رنان هستند .
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 17:19  توسط پیمان اسدیان  | 

سیاه نمایی نمی کنم اما من امروز چهره زشت فقر و بدبختی را سر چهار راه در صورت سیاه آن دخترک قرمز پوش دیدم که برای جلب نظر من و ما قر در کمر می انداخت و جلو می آمد تا شاید من از پشت شیشه بخار کرده خودروی گرم و نرمم نظری به او انداخته لبخندی بزنم و به دنبال خرده پولی بگردم تا از سر شکم سیری و یا از ترس دوری از چشم بد کف دستش بگذارم . من امروز چهره های مغروری را دیدم که بدون توجه به رقصیدن دخترک سرشان به کار خوشان بود و فقرش را ندیدند . من امروز یاد آن چاههای نفت و گاز جنوب کشورم افتادم و نفتی که قرار بود سر سفره دخترک بیاید که نیامد چون آن دخترک اصلا سفره ای ندارد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 22:3  توسط پیمان اسدیان  | 

اینجا ایرانه آفریقا نیست !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 19:2  توسط پیمان اسدیان  | 

بالاخره انتخابات کمیته ملی المپیک برگزار  و کیومرث هاشمی برای ۴ سال در سمت رییس این نهاد برگزیده شد .جدای از نتیجه انتخابات و اینکه آیا هاشمی گزینه خوبی برای این سمت هست یا نه باید برای یک انتخاب آزاد و بدور از هرگونه اعمال سلیقه به جامعه ورزش تبریک گفت . به گفته تمام شرکت کنندگان در این مجمع ، انتخبابات این دوره برای اولین بار بعد از انقلاب بدون دخالت و مهندسی دولت برگزار شد . حتی بازندگان این انتخابات هم اذعان کردند انتخابات سالم بوده است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 22:55  توسط پیمان اسدیان  | 

هر روز دم از قانون گرایی می زنیم . هر روز به این و آن خرده می گیریم که چرا از قانون تمکین نکرید و چرا مثلا در فلان سال و در آن بحران که قانون می توانست بهترین حکم برای رفع اختلاف ها باشد این کار را نکردید و برای خودتان قاضی شدید و حکم صادر کردید . می گویند هر چیز که گنند ...... وای به روزی ......

ار آنجا که مجلس  نماد قانونگذاری و خانه ملت محسوب می شود انتظار آن است که خود نمایندگان مجلس بیش از دیگران به قانون التزام داشته باشند و آنرا فدای منافعشان نکنند . چند روز پیش سازمان بازرسی کل کشور در نامه ای به وزارت ورزش و نهادهای زیربط اعلام کرد نمایندگان مجلس - اعضای شورای شهر و روستا و بازنشستگان اجازه شرکت در انتخابات نهادهای ورزشی را ندارند . همین قانون برخی از مدعیان رعایت قانون را به تکاپو انداخت که برای حفظ میز ریاست خود دست بکار شوند و به سرعت قانون را دور زده و از پشت غافلگیرش کنند .همین شد که عده ای از نمایندگان معزز مجلس وقتی دیدند برخی از رفقای انها که در راس فدراسیون ها مشغول .... هستند سرشان با قانون جدید بی کلاه می ماند دست به کار شدند و در نامه ای به وزارت ورزش خواستند انتخابات یکی از فدراسیون ها آنهم در فاصله یک روز مانده به برگزاری لغو شود و از آنجا که دستگاه حاکمه ورزش هم به سبب تازه کاری ظاهرا اختیاری از خود ندارد گفت چشم !!!!!!!

حال این سئوال مطرح می شود اگر قرار باشد هر کس از قانونی خوشش نیامد با استفاده از رانت خود آن را وتو کند که قانون یعنی کشک ! بعد هم مگر سازمان بازرسی کل کشور کارخانه کشک سابی است که قانونش را به این راحتی زیر پا له می کنند و دم بر نمی آورد ؟ ! و در وحله آخر آقای وزارت محترم ورزش و جوانان یکی از درس های ورزش ایستادگی برابر حرف زور  و دفاع از حق است . اگر احساس می کنید حقی ضایع می شود و حرفی نمی زنید سکوت شما جامعه ورزش را دلزده می کند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 16:32  توسط پیمان اسدیان  | 

با هم گروهی ایران و آرژانتین در جام جهانی بسیاری از علاقه مندان و اهالی فوتبال ذوق زده شده و در ذهن خود تقابل داوری با مسی و ایگوآین . مقابله با سانترهای دی ماریا و حرکت های انفجاری دژاگه و قوچان نژاد را در میان دفاع های مقتدر آرژانتین تصور کردند . اما این همه ماجرا نبود بخش دیگری از جامعه که شاید بتوان به جرات آنها را لومپن های الکترونیک نامید با هجوم به صفحه شخصی مسی این فوق ستاره دنیای فوتبال را آماج حملات لفظی خود قرار داده و همچون کودکی که زوش به حریف بزرگتر خود نمی رسد و از دور به او فحش می دهد به لجن پراکنی در فضای مجازی پرداختند . آیا این واقعا همان تمدن و فرهنگ چندین هزار ساله ایرانی است که بر آن می بالیم آیا اکنون که دنیا به واسطه فوتبال و آنهم هم گروهی با آرژانتین توجه دیگری به ما دارد باید خود را چنین مردمی معرفی کنیم ؟ اصلا مگر گناه این مسی بیچاره چیست که تیمش با ایران همگروه شده ؟ مگر ما همان مردمی نیستیم که هنگام ورود مالدینی بازنشسته به ایران نزدیک بود از فرط خوشحالی لباس هایش را از تنش خارج کنیم ؟ آدم دم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را ؟ این چه رسمی است که در دنیای مجازی تا عده ای به راه می افتند و حرکتی را به درست یا غلط تبدیل به کمپین می کنند عده ای دیگر همچون موش کور دنبالشان راه می افتند بدون اینکه بدانند اصل ماجرا چیست . ما که به احتمال زیاد بازی را در زمین فوتبال به مسی و یارانش واگذار می کنیم پس چرا حالا با این حرکات آبروی خود را در دنیا حراج می کنیم . اکنون که جهان بهلطف دیپلماسی قوی بین المللی ما کم کم روی خوش به ما نشان داده آیا حمله به مسی و یا تجاوز کلامی به مجری زن مراسم قرعه کشی در صفحه فیس بوکش از ما آنچه را که نیستیم به دنیا نشان نمی دهد ؟ اگر ما مردم با فرهنگی هستیم باید وقتی با پست های دریده و بی ادبانه در شبکه های اجتماعی روبرو می شویم با آن برخورد کنیم نه آنکه پشت سر هم به آن لایک برنیم . ما ایرانی هستیم و باید به ان افتخار کنیم نه انکه لیونل مسی که تک تک جملاتش در دنیا رصد می شود خطاب به ما بگوید واقعا برای این مردم متاسفم .
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1392ساعت 14:24  توسط پیمان اسدیان  | 

مطالب قدیمی‌تر